نقد و بررسی

نقد و بررسی فیلم سوپ اردک (Duck Soup) 1933 از سینمارنا

امتیاز کاربران

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید !

امتیاز: 3.5 از 4

سوپ اردک در زمره آثاری از برادران مارکس است که منتهای شاخصه‌های آثار آن‌ها را باخود به همراه دارد. فیلم در عین حال که بسیار قدیمی شده اما به طرز حیرت انگیزی یک اثر مدرن محسوب می‌شود.

در واقع داستانی که در فیلم سوپ اردک روایت می‌شود یک ماجرای ابزورد است. شاید اگر فیلم بدون برادران مارکس ساخته می‌شد می‌توانستیم آن را به عنوان یکی از آثار بکت قالب کنیم. هجویه‌ای سیاسی و اجتماعی که تمام قد به سخره گرفتن موقعیت بشر در جایگاه سیاست و جنگ می‌پردازد.

اما آیا سوپ اردک تنها در مورد همین است؟ نه واقعا. مارکس‌ها قرار نیست طنزی جدی ارائه کنند. قرار نیست تماما با یک فیلم با درون مایه‌های عمیق و فلسفی طرف باشیم که در زیرلایه‌های کمدی اسلپ استیک آن پنهان شده. نه . عمده لحظات فیلم را شوخی‌های کلامی و فیزیکی‌ای تشکیل می‌دهند که مسلسل‌وار به بهانه یک پیرنگ نیم بند در فیلم شلیک می‌شوند. (صحنه هایی که از لحاظ منطق کلاسیک روایی حضورشان در قصه حیاتی نیست و به راحتی می‌توان آن‌ها را حذف کرد.) اما شگفت این است که این رویکرد اشباع فیلم با این قبیل شوخی‌ها آسیب‌زا نیست و بلکه اتفاقا نوعی خدمت فرم در راستای محتوا است. در جهانی که فریدونیا و سیلوانیا حضور دارند معنا و منطق در روابط میان دو کشور آن چنان پوچ و مبتذل و دم‌دستی است که اتفاقا حضور شخصیت‌هایی همچون سه برادر مارکس درون فیلم با تمام دیوانه بازی‌هایشان منطقی جلوه می‌کند.

با چنین نگرشی سوپ اردک از یک بیانیه اخلاقی و سیاسی فراتر می‌رود و همان طور که اشاره شد یک اثر بسیار مدرن است. چراکه سوپ اردک وضعیت را محصول ذات خود جهان می‌داند. دنیای فیلم دیوانه است که موجب می‌شود دیوانگانش در آن راحت‌تر باشند و این طور هم نیست که مثلا انسان های نامناسب آن را به این روز در آورده باشند. برای همین وقتی دیگر شخصیت ها از در منطق با آن برخورد می‌کنند، توفیقی نصیبشان نخواهد شد. این همان نگاه ابزورد به ماجرا است که ماهیت جهان را چنان دور از دسترس درک بشر می‌داند که باعث می‌شود تا در نهایت همه‌ی جست و خیزهای انسان را در جهان ناکافی و غیرعملی بداند و برادران مارکس در پاسخ به این وضعیت است که دنیا را به مسخره می‌گیرند.

برای درک بهتر می‌توان سوپ اردک را با کمدی‌های کلاسیک قبل آن بررسی کرد. طبق سنت کلاسیک طنزپردازی، ماهیت طنز با انتقاد گره خورده و طنز پرداز کلاسیک با زبان و بیان طنز خود می‌خواهد ناراحتی های وضع موجود را گوشزد کند. مثال واضح آن چاپلین در عصر جدید است که در آن او شرایط سخت زندگی را ماحصل حرص و طمع بشر می‌داند و نسبت به وضع موجود اعتراض می‌کند. اما مارکس ها قبول کرده‌اند که مقاومت در برابر وضعیت بشر اتلاف انرژی است پس به جای آن بیایید آن را مسخره کنیم. (ذکر این نکته را لازم می‌دانم که هدفم از این مقایسه برتری دادن یکی از این دو فیلم بر دیگری نیست بلکه کمک به درک بهتر است)

با وجود این تفاسیر اما سوپ اردک یک ویژگی سخت دارد و آن این است که طبق معمول هر فیلمی که گروچو مارکس در آن حضور داشته باشد فیلم بشدت به شوخی‌های کلامی او وابسته است و تنها در صورت تسلط شما به زبان و فرهنگ انگلیسی است می‌توانید آن لذتی را که یک مخاطب آمریکایی از آن می‌برد، تجربه کنید. با توجه به رگبار متلک ها و کنایه‌های گروچو در طول فیلم لازم دیدم که به این مورد حتما اشاره داشته باشم. اما فارغ از این مسئله باز هم آن قدر لحظات درخشان در فیلم دیده می شود که جبران مافات کند. مثل پرده پایانی فیلم که جنگ بین فریدونیا و سیلوانیا را به تصویر می‌کشد و به شخصه فکر می‌کنم طلای پنهان درون فیلم همین بخش است.

در طول صحنه‌های نبرد، لباس گروچو در نقش فایرفلای تقریبا در هرنما تغییر می‌کند و نیز محیط صحنه از یک سنگر زیرزمینی تا یک قلعه‌ی قدیمی و همین طور الی آخر متغیر است. انگار که در طول تاریخ، بشر تنها لباس و محیطش تغییر کرده وگرنه رفتار همان رفتار است . به گمانم نقطه اوج این صحنه زمانی است که پینکی داوطلب می‌شود تا پیامی را از میان خطوط دشمن جا به جا کند و فایرفلای در این لحظه به او می‌گوید: “یادت باشه در حالی که اون بیرون داری زیر بارون تیر و ترکش جونت رو  به خطر میندازی ، ما داخل این اتاق می‌شینیم و به این فکر می‌کنیم که چقدر احمق و ساده لوحی” و این دیالوگ عصاره نگاه بدبینانه فیلم است.

نویسنده : امیرحسین رمضانی

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا