نقد و بررسی

نقد و بررسی فیلم سقوط شاهین سیاه (Black Hawk Down) 2001 در سینمارنا

برادران در جنگ

امتیاز کاربران

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید !
امتیاز : 3 از 4
 ژانر جنگی همواره از ژانرهای مورد علاقه من بوده قدرتی که این ژانر درون خود دارد را در هیچ ژانر دیگری نمی‌توان پیدا کرد. از این رو که در این ژانر می‌توان مرگ و زندگی را در مقابل هم و توأمان به نمایش کشید. فیلم‌های جنگی هم عشق دارند و هم نفرت، هم شور حماسه و هم وحشت سایه گستر مرگ، می‌توان از نوع ارتباط منحصر به فرد سربازان با یکدیگر صحبت کرد و نیز از تقابل اندیشه‌ها در دو جبهه گفت.
اما همه این موارد در کنار هم باعث می‌شود تا در عین حال ساخت یک اثر درخور توجه و مطلوب در این ژانر پروژه‌ای بسیار سخت و پر ریسک باشد قدم نهادن در وادی ساخت یک اثر جنگی با توجه به حجم بزرگی که ابعاد کار می‌تواند داشته باشد و نگرانی از برنگشتن سرمایه باعث شده تا فیلم‌های این ژانر در مجموع اندک و حتی از آن بیشتر فیلم‌های با کیفیت در این سبک کمتر نیز باشد. همانطور که گفتیم تعداد فیلم‌های جنگی که صحنه‌های نبرد را به تصویر می‌کشند در طول تاریخ سینما نسبت به دیگر فیلم‌ها کمتر بوده و این قضیه در سینمای معاصر با توجه به تغییرات در جریان پول در صنعت سینما و تغییرات ذائقه مخاطب حتی کمتر هم شده. بنابراین هر از چند گاهی که فرصت مشاهده فیلم این چنین به دستم می‌رسد آن را غنیمت می‌دانم.
با این تفاسیر جایگاه فیلم سقوط شاهین سیاه در این سیاهه اندک در کجا قرار می‌گیرد؟ آیا محصول ۲۰۰۲ ریدلی اسکات می‌تواند آن کارکردی را که از یک کارگردان جاه طلب همچون اسکات انتظار می‌رود برآورده سازد؟ پاسخ با اندکی ارفاق مثبت است. سقوط شاهین سیاه از لحاظ اجرای صحنه‌های قهرمانانه از جنگ و خلق صحنه‌های منحصر به فرد یک عملیات نظامی مدرن بسیار درخشان عمل می‌کند. تدوین و فیلمبرداری و جلوه ویژه میدانی فیلم همگی حکایت از وسواس سازندگان خود برای ارائه بهترین محصول را دارند اما فیلم یک سری مشخصه و کیفیتی دارد که از تبدیل شدن به یک اثر با ویژگی‌های کلاسیک این ژانر جلوگیری می‌کند. مقوله‌ای که در ذات خود به نظر من ویژگی منفی محسوب نمی‌شود و اسکات در فیلم خود سعی نموده تا اندکی با قواعد از پیش تعیین شده فیلم‌های جنگی بازی نماید. حال اینکه این دست بردن به قواعد در عمل منجر به نتیجه مطلوب شده یا خیر مسئله دیگری است.
اساسی‌ترین مورد از این سنت شکنی تعداد کاراکترهای بسیار زیاد درون فیلم است می‌توان ادعا کرد که حدود 20 تا 30  نقش اول در ماجرا حضور دارد. این تعداد بسیار بالای شخصیت‌ها در فیلم از طرفی تمرکز مخاطب را به هم می‌زند و اصل مهم داستان پردازی را که تمرکز بر یک یا چند کاراکتر محوری است کنار می‌گذارد. مثال از این شخصیت پردازی کلاسیک نجات سرباز رایان می‌باشد که ما در آنجا با یک دسته چند نفره در طول فیلم همراه بودیم نه با یک پادگان همچون آنچه که در سقوط شاهین سیاه شاهد هستیم. اما این رویکرد باعث ضربه زدن به فیلم شده؟ به نظر من خیر، در عین حال که این ایرادات که ذکر شد را می‌توان به فیلم گرفت از سمت دیگر همین استراتژی باعث شده تا به جای اینکه با یک قصه حماسی از یک یا چند قهرمان جنگجو طرف باشیم که دیگران در اطراف آنها نقش سیاهی لشکر را ایفا می‌کنند، در سقوط شاهین سیاه با یک رابطه برادرانه بسیار گسترده میان تعداد زیادی سرباز مواجه می‌شویم که هر کدام از اعضای آن به یک اندازه در ماجرا سهم دارد. به نوعی سقوط شاهین سیاه این ایده را می‌پروراند که ارتش ایالات متحده متشکل از تعدادی افراد نخبه و مابقی سربازان عادی نیست بلکه این روحیه فداکاری و از خود گذشتگی آنها است که ارزش توجه دارد و همه افراد دخیل از گروه‌ها و واحد عملیاتی مختلف به یک اندازه سهم خود را در جنگ ارائه می‌کنند. این خط مشق که توسط سازندگان پی گرفته شد باعث شده تا مخاطب با تجربیات واقعی نیروهای نظامی همدلی بیشتر داشته باشند و آنها را تا سطح یک سرگرمی کم اهمیت پایین نیاورند.
بیننده در طول فیلم سیاستمداران را نمی‌بیند و علی رغم اینکه این یک ماجرا از یک شکست عملیاتی مفتضحانه بود اما آنچه به هسته مرکزی فیلم تبدیل می‌شود عملیات و نتیجه آن و حتی چرایی آن نیست بلکه سربازانی است که در آن موقعیت مرگبار پشت هم در می‌آیند و از یکدیگر تا آخرین لحظه حمایت می‌کنند. توجه داشته باشید که این تحلیل بر این اساس نوشته می‌شود که فیلم برای یک مخاطب آمریکایی و به عنوان یک محصول میهن پرستانه ساخته شده ما به عنوان مخاطبانی از کشور دیگر می‌توانیم به انواع و اقسام درون مایه‌های درون فیلم کنایه بزنیم. شاید از رویکرد نژادی کلیشه‌ای که در فیلم وجود دارد خوشمان نیاید و شاید این میلیتاریسم آمریکایی که نمایش داده شد خوشایند بسیاری نباشد اما هیچ یک از آنها در نقد کیفیت فیلم اهمیتی ندارد. سقوط شاهین سیاه ساخته نشده که همه را راضی نگاه دارد. این فیلم تکلیف خود را می‌داند و با توجه به آنچه که از فیلم می‌خواهد، آن را نمایش می‌دهد و این نقد نیز در این راستا است که آیا فیلم به این مهم رسیده یا خیر.
اسکات برای داستان خود از زاویه دید جمع استفاده کرده یعنی ما داستان را از دیدگاه یک نفر یا یک دسته در فیلم نمی‌بینیم بلکه این داستان یک جمع است. جمعی که با قرار گرفتن دوربین در میان سربازان تبدیل به یک ما می‌شود نتیجه این جمعگرایی اول شخص باعث می‌شود تا مخاطب نیز به گروه نمایش داده شده در فیلم احساس نزدیکی و تعلق خاطر پیدا کند.
اما با این همه تعریفاتی که از فیلم انجام دادم مواردی هستند که باعث می‌شود تا فیلم جایگاه ماندگار خود را در ژانر جنگی ‌نتواند پیدا کند و بیشتر به عنوان اثری که رویکرد تازه‌ای را در قبال این ژانر به صورتی تجربه‌گرا در پیش گرفت بدانم. یکی از این موارد داستانک‌هاییست که درون فیلم گنجانده شده و می‌شود گفت کاربرد خاصی در قصه ندارد. مثلاً ماجرای اسیر شدن خلبان دورانت به دست نیروهای سومالیایی بدون اینکه نتیجه‌ای داشته باشد چه اهمیتی داشت؟ وقتی وی اسیر شد این شبهه به وجود آمد که قرار است یک پیچش داستانی را شاهد باشیم که گویا موازنه نبرد را تغییر می‌دهد اما در نهایت می‌بینیم که فیلم تمام می‌شود و عبارات پایانی فیلم به ذکر اینکه پس از ۱۱ روز وی آزاد می‌شود اکتفا می‌کند. مورد بعدی حضور بی‌اهمیت شخصیت‌های سومالیایی است که قرار است کارکرد دراماتیک داشته باشند ولی در عمل حضوری باسمه‌ای دارند. چه شخصیت عثمان آتو که در ابتدای فیلم دستگیر می‌شود و چه فرمانده میلیشیای سومالیاییها که دورانت را اسیر می‌کند. مکالمات هر دو را می‌توان از فیلم حذف نمود و هیچ اتفاقی هم نیفتد مکالماتی که واقعاً در حد کل کل درجه چندم در پوشش دیالوگ‌های عمیق هستند. و مورد بعدی گستردگی میدان نبرد است که خارج از توان تیم سازنده بود که بتوانند آن را برای بیننده تبدیل به یک نقشه عملیاتی کنند. عملاً از نیم ساعت ابتدایی فیلم به بعد بیننده دیگر تصوری ندارد که موقعیت سربازان نسبت به یکدیگر چطور و چگونه است این شاید در ظاهر اهمیت نداشته باشد ولی باعث حواس پرتی مخاطب شده و در نهایت درک او از حساسیت لحظه را کم می‌کند.
در مجموع باید گفت در قدم اول کیفیت سینمایی و بصری فیلم از لحظات نبرد بسیار استاندارد و گیرا است و در قدم بعدی رویکرد منحصر به فرد اسکات در اعطای زاویه دید جدید به این فیلم شایسته تحسین است ولی در ادامه برخی جزئیات به کیفیت فیلم به گونه‌ای ضربه می‌زند که آن را از یک جایگاه اسطوره‌ای پایین می کشد و این طور می‌توان گفت که به جای یک فیلم فوق العاده با یک فیلم خوب طرف هستیم.
نویسنده : امیرحسین رمضانی

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا