
امتیاز کاربران
امتیاز : 3 از 4
میلک محصول ۲۰۰۸ ساخته گاس ون سنت روایتگر زندگی هاروی میلک سیاستمدار و اکتیویست حقوق همجنسگرایان در دهه ۷۰ میلادی است.
به عنوان یک فیلم درام زندگینامهای گاس ون سنت برای به تصویر کشیدن کاراکتر هاروی میلک رویکرد خاصی را دنبال کرده که با توجه به حساسیتهای موجود در مورد همجنسگرایی و مباحثی که هنوز در مورد اقلیتهای جنسی برای جامعهای حتی مثل آمریکا مطرح است، کاملا لازم بود و اجرای تمیز آنها نشان از درایت سازندگان آن دارد.
منظور از این رویکردها چیست؟ فیلمهای بیوگرافی از لحاظ تنوع شخصیتهایی که قصهشان بازگو میشود انواع مختلفی دارد. گاهی اوقات فیلم ساز داستان یک جنایتکار را تعریف میکند پس در اینجا با یک ضد قهرمان طرف هستیم که این از لحاظ کارگردانی و سبک روایی و بصری، ملزومات خاص خودش را میطلبد. از طرفی ممکن است داستان در مورد یک قهرمان باشد فردی که جایگاه حق او به صورت پیش فرض برای اکثریت مخاطبان پذیرفته شده است که به همین ترتیب این نوع از درامهای بیوگرافی هم رویکردهای خاص خود را در پرداخت داستان دارند. و موارد دیگری از درام های بیوگرافی نیز هستند که روایتگر شخصیتهای معمولی میباشند. گاهاً خود این افراد دست به کار بزرگی نزدند اما داستانشان به دلیل وقوع در برههای خاص از تاریخ برای تعریف شدن جذاب هستند.

اما مورد هاروی میلک در کدام طیف قرار میگیرد؟ در میان گروه دوم که شامل فیلمهای زندگینامهای قهرمانانه است. اما قهرمان در اینجا قهرمانی از جنس اکثریت نیست و این نکتهای است که فیلم میلک را در موقعیت خاصی قرار میدهد هاروی میلک قهرمانی است که حتی در زمان اکران یعنی پس از گذشت ۳۰ سال از دوران وقوع داستان هنوز از لحاظ پذیرفته شدن در جامعه در اقلیت محسوب میشود. توجه داشته باشید که بحث اقلیت و اکثریت در اینجا بر اساس تعداد همجنسگرایان و دگرجنسگرایان در جامعه آمریکا نیست که مسلماً از این لحاظ همجنسگرایان اقلیت هستند آنچه که مطرح است اقلیت از لحاظ پذیرفتگی در جامعه است و هنوز اکثریت جامعه آمریکا عقیدهای به پذیرفتن تمایلات غیر از دگرخواهی ندارد. از این رو تلاش سازندگان فیلم میلک در روایت داستانشان بدین صورت است که با وجود تعریف کردن داستان مبارزات مدنی هاروی میلک به عنوان یک فعال سیاسی، تمرکز اصلی را بر روی ترسیم وجهه انسانی از وی گذاشتهاند.

گاس ون سنت در مواجهه با زندگی شخصی هاروی میلک دست روی ضعفهای شخصیتی او گذاشته همچون روابط عاشقانه نافرجام و بعضاً تراژیکش و یا اشتباهات تاکتیکی او در عرصه سیاست که منجر به شکرآب شدن رابطه وی با دن وایت همتای او در انجمن نمایندگان شهر شد. این موارد را در کنار نقش آفرینی استاندارد شان پن قرار دهید که چطور هاروی میلک را به عنوان یک انسان مهربان و خیرخواه و شوخ طبع و در عین حال کمالگرا با یک لبخند پت و پهن نشان میدهد و در کنار همه اینها ضعفهای احساسی و عاطفی خود را نیز دارد. مورد دیگر در این راستا پرداخت شخصیت دن وایت با بازی جاش برولین است. سازندگان در مواجهه با شخصیت قاتل هاروی میلک او را به عنوان محافظهکاری مسیحی که از روی اعتقادات مذهبی دست به ترور میزند معرفی نمیکنند بلکه وایت کاراکتری است که قربانی حسادت و ضعفهای شخصیتی خود است و کمرنگ شدن جایگاه سیاسی خود را در کرسی نمایندگی نمیتواند بربتابد. به همین دلیل در انتهای فیلم با به نوعی شهید سازی کلاسیک طرف نیستیم.
نتیجه مجموعه این رویکردها این میشود که هاروی میلک صرفاً به عنوان یک مبارزه حقوق همجنسگرایان به تصویر کشیده نشود و در تصویری بزرگ میتوان او را فارغ از هویت جنسی یک مبارز مدنی در نظر گرفت. الگویی که حتی برای کسانی که روی خوشی نسبت به هموسکشوالیتی ندارند نیز میتوان مفید واقع شود.

اصل داستان در مورد بیگانه هراسی است و عواقبی که میتواند به دنبال داشته باشد. یکی از مثالهای مفید برای درک اهمیت مبارزه میلک در برابر بیگانه هراسی میتواند ظهور حزب نازی در آلمان باشد در ظاهر قیاس مع الفارغی است ولی به یاد داشته باشید که حزب نازی هم در نتیجه انتخابات دموکراتیک به قدرت رسید پس میتوان نتیجه گرفت سکوت و انفعال در برابر مواردی این چنین چه خطرات بالقوهای را به دنبال خواهد داشت.
در مجموع میلک فیلم سادهای است البته نه به معنای منفی آن بلکه از لحاظ داستان پردازی که به صورت یک الگوی مکرر مبارزه ضعیف در برابر قوی ارائه میشود و مهمترین نقطه قوت آن در این است که بیش از حد حرافی نمیکند و به ورطه شعار نمیافتد.
نویسنده : امیرحسین رمضانی



