نقد و بررسی

نقد و بررسی فیلم وصیت‌نامه دکتر مابوزه (The Testament of Dr. Mabuse) 1933 از سینمارنا

امتیاز کاربران

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید !

امتیاز : 3.5 از 4

در ویدیویی از کریستوفر نولان که در مجموعه کرایتریون، در حال انتخاب از میان مجموعه فیلم ها و صحبت در موردشان بود، پس از یافتن فیلم وصیت نامه دکترمابوزه می‌گوید که زمانی که با برادرم جاناتان قصد داشتیم روی شخصیت جوکر در فیلم شوالیه تاریکی کار کنیم، این فیلم را به او معرفی کردم.

اکنون که این فیلم را دیده‌ام و به این موضوع دوباره فکر می‌کنم ، شباهت های دکتر مابوزه و جوکر ، به خصوص در نسخه‌ شوالیه تاریکی ، انکار ناپذیر است. هردو کاراکتر‌هایی با وسواسی مجنون در آشوب و تبه‌کاری هستند. تنها با این تفاوت که مقصود جوکر نولان از تقابل با بتمن این بود که به وی اثبات کند که اگر انسان در شرایط لازم قرار بگیرد تمام حدود اخلاقی و اجتماعی خود را می‌شکند. ولی مابوزه به دنبال فروپاشی جامعه و سپس برپایی امپراطوری شرارت بود. حالا درست است که این سوال پیش میاید که چطور حکومتی بر پایه هرج و مرج قرار است باقی بماند، اما باوجود این سوراخ فکری، ایده نیهیلیستی دکتر مابوزه به اندازه کافی جذاب هست که دیگران را به خود جذب کند و حتی سال‌های بعد نیز این ایده به اشکال مختلف در داستان‌های دیگر در سینما و ادبیات تکرار شود.

اما آنچه که در وصیت نامه دکتر مابوزه بسیار بیشتر از درون مایه آن جلب توجه می‌کند کیفیت پرداختن به این محتوا است که اثرگذاری آن را دو چندان کرده. فریتز لانگ به معنای واقعی کلمه در این فیلم از هر روش خلاقانه ای که در آستین داشته برای روایت جذاب‌تر قصه خود استفاده نموده. برای نمونه افتتاحیه فیلم را در نظر بگیرید که در آن فضای ماشینی کارخانه که به مدت نسبتا زیادی دیالوگی نیز وجود ندارد، فریتز لانگ توانسته وضعیت اضطراب آور و معلق شخصیت پلیس را که پنهان شده به تصویر بکشد. تم این صحنه گرفتاری و گیرکردن است و فریتز لانگ با نمای دورتادوری که ارائه می‌کند، مخاطب را نیز در این فضای بسته‌ای که پلیس بخت برگشته گیرکرده قرار می‌دهد. یا سکانس قتل پشت چراغ قرمز که طی آن فریتز لانگ به خوبی از عامل صدا در خلق این صحنه استفاده خلاقانه می‌کند. در کل لانگ برخلاف بسیاری دیگر از همکارانش که در کذار از سینمای صامت به ناطق دچار مشکل شدند، به خوبی ظرفیت‌های این فن آوری جدید را در بهبود روایت درک کرد که نمونه های زیادی از آن را در این فیلم می‌بینیم و لانگ به خوبی نشان داد که صدا در سینما فقط برای دیالوگ گفتن نیست بلکه با صدا می‌توان احساس آفرید و حس منتقل کرد.

مسئله‌ی دیگری نیز در مورد این فیلم هست که دوست دارم آن را مطرح کنم و آن مضمون پیش آگهی دهنده به ظهور هیتلر در آلمان است و چندین بار توسط دیگرانی که فیلم را دیده‌اند برآن تاکید شده. در حقیقت من در ابتدا چندان این حس را نداشتم که مستقیما رابطه‌ی تمثیلی میان مابوزه و هیتلر در فیلم وجود داشته باشد. در عوض نگرانی‌های خالق اثر در رابطه با وضعیت جامعه‌اش کاملا مشهود است. آن چه فریتز لانگ به عنوان تهدید معرفی می‌کند نه دکتر مابوزه بلکه ایده آن است . دکتر مابوزه در کل زمان حضورش در فیلم در تیمارستان بستری است، حتی در نیمه فیلم می‌میرد اما کماکان حضورت مقتدرانه او تا انتها در فیلم حس می‌شود. بنابرین تهدید اصلی نه اشخاص بلکه افکار هستند. همان طور در فیلم هم می‌بینیم که دکتر مابوزه در جسم پروفسور بائوم حلول می‌کند. مسئله نه هیتلر بلکه تفکر در حال انتشار نازیسم است. مسلما جناب لانگ تا این حد عاقل بوده که در آن زمان به شکل مستقیم به نازیسم اشاره نکند و در عوض بگوید یک تفکر شرورانه.

در مجموع تماشای فیلم وصیت نامه دکتر مابوزه تجربه‌ای سرگرم کننده است. اثری است که به وضوح درش معلوم است که خالق آن از زمانه خود جلوتر بوده و به واقع که لانگ به عنوان یک صنعت گر حقیقی سینما حق زیادی بر گردن کارگردانان نسل بعد خود دارد.

نویسنده : امیرحسین رمضانی

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا