
امتیاز کاربران
امتیاز : 3.5 از 4
پس از تعصب در سال ۱۹۱۶ دی دبلیو گریفیسث با فیلم سنت شکن دیگری در سال ۱۹۱۹ به نام شکوفههای پرپر به سینما بازگشت و باری دیگر بر نبوغ خود بر نوآوری در سینما و ارتقا استانداردها صحه گذاشت. داستان فیلم در مورد دختری نوجوان به نام لوسی (لیلیان گیش) است که توسط پدر بوکسور ظالم خود پیوسته مورد شکنجه قرار میگیرد و در ادامه عشقی تابوشکن که میان یک فرد چینی و او به وجود میآید که به او برای نخستین بار طعم احترام و محبت را میچشاند.
گریفیث که در فیلم قبلی خود یعنی تعصب بر تحمل ناپذیری جامعه تاخته بود در فیلم جدید خود در ادامه مسیری که طی کرده بود این بار داستانی از تسامح بین نژادی را تعریف میکند شاید امروزه که فیلم را مشاهده میکنید درون مایه آن برای مخاطب امروزی بسیار پیش پا افتاده جلوه کند. مسلماً در دوران حاضر بسیاری از مسائل اجتماعی مطرح شده در فیلم کمرنگ شدهاند بنابراین قبول دارم که برای مشاهده فیلم باید مخاطب به درجاتی از آمادگی ذهنی و تاریخی رسیده باشد تا بتواند اثرگذار بودن فیلم را در دوران ساخت خود درک کند. نام دیگر فیلم مرد زرد و دختر است این نام پاسخی آگاهانه بود به عبارت خطر زرد که در آن زمان در مطبوعات و رسانههای آمریکایی تکرار میشد و به خاطر داشته باشید که سطح بیگانه هراسی در جامعه آن روزگار آمریکا قابل قیاس با آنچه امروزه وجود دارد نیوده. بنابراین با آگاهی از تمام این مسائل میشود فهمید برای زمانی که ازدواج بین نژادی طبق قانون ممنوع بود، فیلم شکوفههای پرپر یک اثر لیبرال محسوب میشود حتی اگر نقش چنگ هوان را ریچارد بارتلملس یک بازیگر سفید پوست بازی کرده باشد که مسلماً برای دوران معاصر پذیرفتنی نیست.

اما از بعد فنی دو مورد هستند که شکوفههای پرپر را بسیار خاص مینماید. نخست سبک بصری گریفیث و تسلطی که بر استفاده از فضا و محیط برای اثربخشی داستان خود دارد و دیگری سطح بازیگری و نقش آنها در خلق شخصیت. گریفیث نخستین بار تا آن زمان برای فیلم شکوفههای پرپر تماماً از دکور استودیویی استفاده میکند این انتخاب وی به او این اجازه را میدهد تا از لحاظ تصویری آزادی عمل گسترده ای برای چینش جزئیات در قاب تصویر داشته باشد. لایم هاوس در برابر دوربین گریفیث محلهای چرک و انباشته از معتادان و میگساران است که در یک هالهای دائمی از مه و رطوبت پوشیده شده. مهی که گویا مخاطب را به نگاه دقیقتر به زوایای پنهان زندگیها دعوت میکند. ضمن اینکه این تنگ و تاریک بودن و اندوه لایم هاوس در روشنایی عشق خالصانه چنگ و لوسی منجر به تضادی میشود که آن را چشمگیرتر مینماید. یک گل سرخ در میان خارستان قطعاً بیشتر به چشم میآید تا در یک گلستان. از طرف دیگر خانه پدری لوسی را در برابر اتاق بالای مغازه چنگ در نظر بگیرید. خانه پدری لوسی بدون پنجره و با حداقل وسایل آسایش و چیدمان خشک و خشن در برابر اتاق نورگیر و پر از آثار و وسایل هنری چینی، همه مواردی هستند دال بر اینکه تا چه میزان سازندگان برای روایت بهتر خود از دکور و اکسسوار استفاده نمودند.
در کنار اینها بازیگری را داریم که همراه با مدیریت صحنه سکانسی استثنایی خلق میکند قبل از اینکه به سکانسی به خصوص برسیم درباره بازیگری باید گفت که قبلاً گفته بودیم بازیگری در سینما در سالهای اولیه ملهم از تئاتر بود اما در این فیلم رد پای رویکردهای جدیدی را میبینیم که معیاری برای هدایت بازیگران در سینما شدند. سه بازیگر کلیدی این فیلم یعنی ریچارد بارتلمس در نقش چنگ هوان با آن وقار و احترامی که به شخصیت اضافه مینمود و دونالد کریسپ در نقش بتلینگ برو پدر لوسی که سبک بازی گرته برداری شده از حیوانات را پیش گرفته بود و به واقع همچون عبارات ابتدای فیلم که شخصیت او را معرفی میکرد تماماً یک گوریل بیرحم بود و در نهایت لوسی که با لیلیان گیش معصوم به خوبی به تصویر کشیده شد.

اما سکانس کلیدی به عنوان شاهد این مدعا که فضا و بازیگری در خدمت یکدیگر به کار گرفته میشوند آنجا است که پدر لوسی که از رابطه او با جوان چینی مطلع و خشمگین شده با استفاده از یک تبر به درب پستویی که لوسی در آن پنهان شده ضربه میزند تا با شکستن آن دخترش را که در آنجا از ترس پنهان شده بیرون آورد. در این سکانس کارگردان دوربین را برای لحظاتی به درون پستو برده و بیننده را در کنار لوسی قرار میدهد و بسیار در القای حس کلاستروفبیک لوسی وحشت زده با آن اجرای لیلیان گیش که همچون حیوانی که در تله گیر افتاده و به تقلا و فریاد میافتد موفق عمل میکند.
به عنوان جمعبندی باید گفت که گریفیث در شکوفههای پرپر مضمون تکرار شونده فیلمهای قبلی خود را که نمایش ظلم و بیعدالتی علیه معصومان است این بار بسیار تصویریتر از تولد یک ملت و تعصب به نمایش در میآورد. گریفیث در فیلمهای قبلی خود هم نشان داده بود که چه مهارتهایی برای روایت کردن به صورت نشان دادن دارد ولی این بار در شکوفههای پرپر این رویه با تاکید بیشتر بر تصاویر و فضاسازی شاعرانه صورت گرفت.
نویسنده : امیرحسین رمضانی



