نقد و بررسی

نقد و بررسی فیلم زنان (The Women) 1939 از سینمارنا

همیشه پای مردان در میان است.

امتیاز کاربران

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید !

امتیاز : 3 از 4

کمدی درام زنان ، اکران سال 1939 و ساخته جرج کیوکر، یک ویژگی منحصر به فرد دارد، استفاده از 130 بازیگر دیالوگ دار زن و صفر بازیگر مرد و جالب این است که شعار روی پوستر فیلم این بود که همه چیز درمورد مردان است.

زنان، داستان عده‌ای از خانم‌های سطح بالا و پولدار نیویورکی را روایت می‌کند که به صورت تا حدی اغراق شده‌ای می‌توان گفت که آتش به جان یکدیگر می‌اندازند. یکی از زوایایی که می‌شود از سمت آن به فیلم نگاه انداخت این است که با یک کمدی بزن و بکوب جیغ جیغو طرفیم که از تمام کلیشه‌های جنسیتی که در مورد جنس مونث وجود دارد برای خلق موقعیت طنز استفاده کرده. چنین نگاهی کمی دور از انصاف است. زاویه دیدی که من به این فیلم می‌اندازم ، به من درمورد نگاه انتقادی فیلم نسبت به زنان منهتنی نیویورک می‌گوید. قبول دارم اگر چنین فیلمی امروز قرار بود ساخته شود بسیاری از شوخی‌های موجود در آن حذف می‌شد. ( البته اگر اصلا ساخته می‌شد) اما با توجه به زمانه خود فیلم هم به نظر نمی‌توان برچسب سکسیستی به فیلم چسباند.

فیلم زنان داستان خود را بدون ادعای اخلاق گرایی یا ایده‌آلیسم تعریف می‌کند. داستان هم به شکلی به پایان می‌رسد که دست ما را از نتیجه گیری اخلاقی باز می‌دارد. کاراکتر مری که مورد ظلم واقع شده، در پایان فیلم احساس می‌کنیم می‌تواند چندان هم مظلوم نباشد و نیز کریستال آلن هم که شخصیت بدجنس قصه را بر عهده دارد و به اصطلاح دزد شوهر محسوب می‌شود ، در پایان می‌بینیم که چندان دیگران هم از او برتر نیستند. این تعادل باریکی که فیلم در طول روایت خود رعایت می‌کند باعث شده تا اثر نهایی تبدیل به قصه‌ای خنثی از لحاظ سوگیری های اخلاقی شود و مخاطب را به جای این که همچون زنان درون فیلم به دنبال مقصر بگرداند، به خود وضعیت موجود متوجه سازد. برای فیلم شرایطی که چنین انسان‌هایی را بوجود آورده بیشتر اهمیت دارد تا خود این افراد. البته این مسئله بسیار در لفاف مطرح می‌شود و مخاطب خود از شرایط نتیجه گیری می‌تواند بکند برای مثال یکی از موارد تاکید بر بیکار بودن مزمن خانم ها در فیلم است هرچه که این زن ها از سطح مالی بالاتری برخوردارند، سطحی‌ترند و مثلا کاراکتر هایی که عاقل تر و خردمندانه تر نظر می‌دهند از خدمه هستند (به استثنای شخصیت مادر مری که همانطور که در تیتراژ نشان داده می‌شود، جغد دانای غصه است) گویا شرایط زندگی آن ها ایجاب می‌کند که رویکردی واقع گرایانه در زندگی را پی بگیرند. مسلما به این مسئله آگاه هستیم که شرایط ترسیم شده درون فیلم بر اساس موقعیت کمدی بزرگنمایی شده و این‌طور نیست که همه زنان را از یک قماش پبداند. اتفاقا این بزرگنمایی برای تاکید بر نقطه مورد انتقاد فیلم، انتخابی درست و بجاست.

در مجموع با فیلم باکیفیتی طرفیم و تعدادی نقش آفرینی درخشان هم شاهدیم . به خصوص بازی عالی روزالیند راسل در نقش سیلویا که به خوبی در نقش کاتالیزور روابط داخل فیلم عمل می‌کند. شاید سکانس فشن شوی رنگی وسط فیلم اضافی بود، صرف نظر از این که واقعا سکانس چشم نوازی از لحاظ فنی محسوب می‌شود اما هیچ کاربرد خاصی برای فیلم نداشت و در راستای وحدت هنری آن هم نبود و اگر آن را حذف کنیم، فیلم تکان نمی‌خورد. با پایان بندی فیلم هم که در نهایت مری به سمت دوربین می‌دود تا خود را در آغوش شوهر سابقش که بلاخره او را از چنگ کریستال بیرون کشیده ، بیاندازد نمی‌توانم همراه باشم. البته این مورد، از لحاظ سلیقه مد نظر من نبود و نمیتوانم آن را به عنوان ایراد فنی فیلم در نظر بگیرم چون آسیبی به کلیت داستان و کیفیت فیلم و مسیری که از اول طی کرده بود نمی‌زند.

نویسنده : امیرحسین رمضانی

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا