
امتیاز کاربران
احتمالاً برای بررسی ریشههای سینمای اسکاندیناوی عمدتاً دوستداران سینما به درایر مراجعه کنند که البته مراجعه ناحقی نیست اما حقیقت امر این است که عمر سینمای اسکاندیناوی بسیار قدیمیتر است و این قدمت صرفاً تقلیدی از جریانهای فیلمسازی نبوده بلکه خود مستقلاً سهم بزرگی از توسعه این مدیوم نوظهور را در سالهای اولیه به عهده داشته.
در میان افرادی که تاثیرات عمدهای در رشد سینما و ظهور تکنیکهای جدید برای روایت قصه ایفا نمودند نام ویکتور شوستروم بیش از دیگران میدرخشد کارگردانی که با سینمای منحصر به فرد ناتورالیستی خود سنگ بنای فرهنگ سینمایی امروز اسکاندیناوی را نهادینه نمود که نمونه بسیار مترقی از نتیجه کارهای او احتمالاً اینگمار برگمان باشد که هم طبق اعتراف خود و نیز همانطور که از آثارش مبرهن است تاثیر شوستروم بر وی انکارناپذیر است. برگمان نیز به نوعی جهت قدردانی از وی نقش ایساک بورگ را به او در سالهای آخر زندگیش در فیلم توت فرنگیهای وحشی محول نمود.
یکی از فیلمهای مهم شوستروم به عنوان مثال عینی از این اثرگذاری تریه ویگن یا مردی بود محصول ۱۹۱۷ است. داستان تریه ویگن برگرفته از شعری به همین نام اثر هنریک ایبسن است که روایتگر دریانوردی به نام تریه ویگن است با بازی ویکتور شوستروم. فیلم با نمایی نزدیک از پیرمردی تنها در کلبهای کنار ساحل شروع میشود که در سکانس بعدی متوجه میشویم همان تریه ویگن است که پا به سن گذاشته و در واقع قصه قرار است به صورت فلش بکی از گذشته شروع شود. زمانی که تریه ویگن هنوز جوان بود و در کنار همسر و فرزندش زندگی آرامی را در سواحل نروژ میگذراند. دیری نمیپاید که این زندگی آرام با رسیدن نبردهای ناپلئونی به سواحل محل زندگی آنها به مشقت و سختی میافتد. نیروهای بریتانیایی سواحل را محاصره کرده و جلوی هرگونه تبادل از راه دریا را گرفتند از این رو تریه با قایق خود به دریا میرود تا با عبور مخفیانه از خطوط محاصره دشمن برای خانواده و همسایگانش آذوقه بیاورد. اما شرایط به گونهای رقم میخورد که سرنوشت او به سمت تراژدی سوق مییابد و ادامه ماجرا…

دو ویژگی در فیلم شوستروم بیش از بقیه موارد جلب نظر میکند. یک: رویکرد جدیدی که برای آن زمان در روایت که بسیار سینما را از تئاتر جدا میکند و عملاً در این فیلم ما شاهد سینما به عنوان مدیومی کاملاً جدا شده از تکنیکهای تئاتری هستیم. دو: نگاه ناتورالیستی شوستروم به داستان تریه ویگن. هر دوی این خصیصه به نحوی که در ادامه ذکر میکنیم لازم و ملزوم یکدیگرند و میشود اینگونه گفت که برای رسیدن به یکی لازم است از دیگری رد شد.
جنبش هنری ناتورالیسم یا طبیعت گرایی به عنوان پاسخی علیه رمانتیسم خود را عرضه نمود از ویژگیهای این مکتب هنری به تصویر کشیدن تقلیدی و دقیق از جهان مادی است در داستانهای ناتورالیسم جبر طبیعت به عنوان قاهرترین نیروی جهان هستی فراتر از هر نیروی دیگری عامل اصلی هدایت سیر داستان تلقی میشود و علی رغم تلاشهای بشر در نهایت نتیجه اعمال انسان فراتر از محدودهای که طبیعت برای او تعیین کرده نخواهد شد. در فیلم تریه ویگن دریا نقش این قدرت قاهر را بر عهده دارد. حقیقت امر این است که دریا را میتوان در فیلم به عنوان شخصیت سوم در کنار تریه ویگن و کاپیتان انگلیسی در نظر گرفت. دریا در فیلم هم به عنوان منبع حیات انسانها عمل میکند (همانطور که میبینیم دریانوردی شغل تریه است) و هم میتواند به عنوان یک نیروی ویرانگر خود را نشان دهد. همچون سکانسی که کشتی مسافری در انتهای فیلم دچار طوفان شده بود و تریه ویگن برای نجات اعضای آن کشتی به آب میزند. باید توجه کرد که دریا موضوع اصلی فیلم نیست بلکه در مورد جنگ و پیامدهای آن و ستایش عدم انتقام جویی است و دریا به عنوان نیروی ناآگاه طبیعت اثر خود را بر مناسبات میان انسانها میگذارد.

اما این نوع نگاه شوستروم به قصه که سعی دارد به صورت واقع گرایانه و بدون احساسات گرایی داستان خود را تعریف کند چه تاثیری بر سبک فیلمسازی او که برای نسلهای بعدی نیز موثر باقی ماند دارد. همانطور که قبلاً هم ذکر کردیم سینما در آن سالها پدیدهای ملهم از تئاتر بود و هنوز تکنیکهای سینما به صورت جامع و امتحان پس داده تثبیت نشده بودند و کارگردانان در آن سالها در مراحل آزمون و خطا به سر میبردند. بنابراین طبیعی بود که بیشتر از سنتهای روایی تئاتری برای ساخت فیلم استفاده میشد. در تئاتر کلاسیک کل روایت در یک یا چند پرده انجام میگیرد اما در سینما به مرور با تکمیل فنون تدوین، شکل تدوین روایی توسط پیشگامان سینما شکل گرفت و ما نمونه موفق آن را در تریه ویگن شاهد هستیم. به این صورت که در حین تماشای فیلم روند به هم پیوسته تصاویر و وقایع را میتوان فهمید و درک نمود. این مسائل شاید برای مخاطب امروزی از واضحات اولیه باشد اما باید توجه کرد که برای زمان خود حرکتی انقلابی محسوب میشد.

مورد بعدی از نزدیکی فیلم به واقعیت، دکوراسیون و صحنه آرایی است که شستروم به دور از تکلف استودیویی و جزئیات مرسوم آن دوران به آن پرداخته و در نهایت مورد آخر بازیگری است شوستروم خود برخاسته از تئاتر است و جالب اینجاست که به خوبی توانسته در فیلم خود بازیگری متفاوت از اجرای تئاتر پیاده نماید. بازیگران او در برابر دوربین راحت و بدون اور اکت هستند و بیشتر بر روی حالت چهره و نگاه تاکید میکند. مسئلهای که در تئاتر به خاطر فاصله دور تماشاگر از صحنه به آن زیاد پرداخته نمیشود ولی شستروم از مزیت دوربین این بهره را برای تاثیرگذاری بیشتر در خلق لحظه خود میگیرد.
همه این موارد که ذکر کردیم در راستای این است که شستروم میخواهد بیننده خود را از دریچه دوربین وارد صحنه کند. انگار که شاهد بیواسطه برشی از زندگی شخصیتهای قصه هستند بدون اینکه در طول فیلم متوجه باشند که در حال مشاهده یک کار نمایشی هستند و این برجستهترین خصیصه فیلم اوست که نتیجه پیوند ناتورالیسم و سینما را به خوبی توانسته در فرم پیاده سازی بکند.
نویسنده : امیرحسین رمضانی



