نقد و بررسی

نقد و بررسی فیلم در جستجوی ناکجاآباد (Finding Neverland) 2004 از سینمارنا

پناهگاه خیال

امتیاز کاربران

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید !
امتیاز : 3.5 از 4
 در جستجوی ناکجا آباد ساخته مارک فورستر محصول ۲۰۰۴ قصه مردی را روایت می‌کند که تلاش دارد تا از راه نویسندگی (جهان خیال) به کودکانی که در بی‌رحمی دنیای واقعی محکوم به زود بزرگ شدن هستند کمک بکند.
داستان در لندن دوره ادوارد رخ می‌دهد. فیلم با افتتاحیه یک نمایش تئاتر آغاز می‌شود. جیمز بری (جانی دپ) به عنوان نویسنده نمایشنامه با نگرانی از پشت صحنه، واکنش تماشاگران را دنبال می‌کند. از همان لحظات اولیه مشخص است که بازخوردهای انتقادی قرار است نامهربانانه باشد. روز بعد از افتتاحیه نه چندان موفق نمایش، آقای بری بر روی نیمکتی در پارک نشسته و مشغول یادداشت برداری است که متوجه می‌شود پسر بچه‌ای محض بازیگوشی زیر نیمکت او پنهان شده و این برخورد اولیه شروع ماجراهای آقای بری و پسر بچه‌های خانواده دوموریه (دیویس) است که به خلق یکی از بزرگترین آثار ادبیات کودکان منجر می‌شود.
آنچه که در جستجوی ناکجا آباد را برای من بسیار جذاب می‌کند تطابق داستان پیتر پن، نمایشنامه سر جیمز بری، با داستان فیلم در جستجوی ناکجا آباد است. سازندگان فیلم با ظرافت توانسته‌اند رد پای داستان پیتر پن را در خانواده دوموریه پیگیری کنند و از قبل ارتباطی که آقای بری با این خانواده برقرار می‌سازد ما متوجه درون مایه داستان پیتر پن پسری که بزرگ نمی‌شد می‌شویم.
از قصه جیمز بری از زمان خلق آن یعنی ۱۹۰۴ تا به امروز تفاسیر متعددی وجود دارد که هر یک از آنها از زاویه دید منحصر به فرد خود می‌تواند درست باشد. مسئله‌ای که اتفاقاً دلالت بر کیفیت اثر و جهان شمول بودن آن در طول این سال‌های سپری شده دارد. و به این ترتیب نویسندگان فیلمنامه نیز سعی نمودند که برداشت خود را با وقایع رخ داده در فیلم توجیه کنند. در واقع در جستجوی ناکجا آباد نمایش دهنده فرایند به حرکت افتادن چرخ دنده‌های خیال در جهت خلق اثر هنری است. سر جیمز بری همانند یک نویسنده قهار، ذهنی حساس به جزئیات دارد که از لحظات پیش پا افتاده می‌تواند به عنوان جرقه‌ای برای به حرکت انداختن ذهن خود استفاده کند. مارک فورستر در صحنه‌هایی که این اتفاق رخ می‌دهد (لحظه‌های الهام بخش برای بری) سکانس را از یک صحنه رئال به سمت یک صحنه فانتزی انتقال می‌دهد و این به اصطلاح ترنزیشن در سکانس‌ها مثل سکانس رقص بری با سگ خود که تبدیل به سکانس رقص با خرس می‌شود با ظرافتی انجام می‌پذیرد که بیننده متوجه مکث یا سکته در لحظه نشود. به بیان دیگر مارک فورستر به خوبی ترکیب شدن واقعیت‌های عینی و آنچه که در ذهن تصور می‌شود را به تصویر می‌کشد.
علاوه بر این فیلم صرفاً به توضیح مکانیسم نویسندگی نمی‌پردازد بلکه بیان می‌دارد که آثار هنری در واقع می‌تواند کارکردهای شخصی نیز برای خالقانشان داشته باشند. بری که خود در کودکی با درد فقدان مواجه شده در همان عالم کودکی سرزمین Never Land را خلق می‌نماید و از این طریق با پناه گرفتن در مکانی امن در ذهن خود می‌تواند مامنی برای خود بیافریند. خاصیت جهان‌های خیالی این است که قواعد آن را می‌توان محدود به خواست قلبی خود بنماییم بدین ترتیب دنیای Never Land در سلطه ذهن ما قرار دارد و مانند جهان واقع که فراتر از حد اختیار بشر است نمی‌باشد و این گونه است که بری در Never Land برادر خود را همواره زنده و حاضر می‌یابد. در همین راستا است که بری نسبت به پسران خانواده دیویس این حس وظیفه را پیدا می‌کند که آنها را نیز به سرزمین ناکجا آباد رهنمون سازد.
 وقتی برادران دیویس را در فیلم می‌بینیم که به خاطر از دست دادن پدر و نیز سلامت ناپایدار مادر باید سریع‌تر از سن خود پا به عرصه بزرگسالی بگذارند بری با داستان‌های کودکانه و خیال انگیز خود سعی می‌کند تا آنها را در این مسیر به تعادل بکشاند. سکانسی که در آن وقتی بچه‌ها در اضطراب و تشویش ناشی از سلامت مادر هستند و منتظرند تا دکتر نتیجه معاینه مادر را به اطلاع برساند و بری با بازی چسباندن تمبرها به سقف خانه سعی می‌کند تا ذهن آنها را منحرف نماید نمونه‌ای از این تلاش‌های او است.
اما برادر کلیدی دیویس‌ها در این ماجرا پیتر است او که نسبت به وقایعی که در اطراف او رخ می‌دهد بسیار حساس‌تر از برادرانش است در نتیجه این تربیت ناخواسته ذهنیتی مطلقاً منطقی و قضاوتگر پیدا نموده که با توجه به شرایط سنی و تجربه اندکی که از زندگی دارد چنین رویکردی می‌تواند آسیب زننده باشد. بنابراین آقای بری سعی دارد که او را به سمت نویسندگی سوق بدهد تا از این طریق به او یاد بدهد که او نیز می‌تواند Never Land خود را داشته باشد و با این روش یاد مادر خود را در ذهنیت خود زنده نگاه دارد. گویی که وی همواره همراه او باقی خواهد ماند.
مسئله قابل ذکر بعدی بازی جانی دپ و کیت ویلسنت در نقش‌هایشان است که بسیار به خلق حس و حال محو شدگی بین واقعیت و خیال در طول فیلم کمک کرده جانی دپ به خوبی با اکت با طمأنینه و معصومانه خود شخصیت بری را دوست داشتنی می‌نماید. در برابر او کیت ویلسنت با خودداری از افتادن در ورطه بازیگری شاعرانه دپ (که برای کاراکتر بری لازم بود) با خلق مادری منطقی و نگران و در عین حال صمیمی می‌تواند یک تضاد مکمل برای جانی دپ ایجاد کند که کمک کننده در به چشم آمدن ویژگی‌های شخصیتی بری می‌باشد.
در نهایت فیلم در جستجوی ناکجا آباد با کیفیت نوسان کننده خود بین واقعیت سرد عینی و فانتزی دلپذیر ذهنی می‌تواند بدون احساساتی شدن بیش از حد حرف خود را بزند. اگرچه به یاد داشته باشید که از لحاظ دقت تاریخی داستان جیمز بری به احتمال زیاد مقداری با آنچه روایت می‌شود تفاوت دارد و نویسندگان برداشت آزاد خود را از زندگی او و خانواده دیمیز ارائه داده‌اند.
نویسنده : امیرحسین رمضانی

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا