نقد و بررسی

نقد فیلم صدای آزادی (Sound of Freedom) 2023 از سینمارنا

مسیح در نقش پلیس

امتیاز : 3 از 4
صدای آزادی از آن دست فیلم‌هایی است که تکلیف مشخصی دارد و در وهله‌ی اول در صدد رساندن پیام خود است و آن را ارجح بر همه موارد و مسائل دخیل در فیلم در نظر گرفته. داستان در مورد تلاش‌های یک مامور امنیت ملی آمریکا در مبارزه با قاچاق کودکان است که به عنوان برده‌های جنسی خرید و فروش می‌شوند. همین سه جمله کافیست تا بار حساسیت و جنجالی بودن سوژه روشن شود، حالا باید دید که محصول نهایی مونته ورده کارگردان و کمک‌های پشت دست مل گیبسون به عنوان تهیه کننده اجرایی، آن اثر قابل دیدن و احترام هست یا خیر در مجموع باید گفت که بله ندای آزادی به این مهم دست پیدا کرده هرچند مواردی هستند که باعث لنگ زدن فیلم می‌شوند اما رویکرد کلی کارگردان در نهایت اثری قابل اعتنا را به وجود می‌آورد
بسیار جالب است که سوژه به قدری در خود آمریکا سر و صدا کرد که منجر به حاشیه رفتن و تحت شعاع قرار گرفتن خود فیلم شد. بله کاملاً با توجه به تیم دست‌اندرکار تهیه فیلم از پیش قابل حدس بود که قرار است با فیلمی با رویکرد راست‌گرایانه مواجه باشیم که قطعاً از گزند و طعنه‌های جناح مخالف خود که در عرصه سینما اکثریت را تشکیل می‌دهند در امان نخواهد بود. اما حقیقتاً به نظر نمی‌رسد که فیلم در ذات خود نفاق انگیز باشد و دوقطبی را در جامعه آمریکا دامن بزند اتفاقاً برعکس با توجه به تاثری که از مشاهده رنجی که بر کودکان معصوم می‌گذرد دست می‌دهد باید در نهایت به یک همگرایی و نقطه مشترک در این اصیل‌ترین ارزش‌های اخلاقی رسید. یکی از مشکلاتی که از فیلم می‌گیرند رویکرد مذهبی برجسته فیلم است. از نقل قول‌هایی که از انجیل آورده می‌شود تا بازی با اسم قهرمان فیلم، تیم، که در واقع همان تیموتئوس مقدس از قدیسین مسیحیت است (فیلم هم به خود زحمت در لفاف پرداختن به این مفاهیم را نداده) در کنار این‌ها چهره همیشه در نور جیم کاویزل با آن نگاه غمگین و آرام که گویی بار جهان را بر دوش می‌کشد، اشاره واضحی بر رنج مسیح وار قهرمان داستان دارد. البته این موردی نیست که بخواهیم به آن خرده بگیریم به هر حال عده‌ای هم هستند که ایمان مذهبی برایشان نیروی محرکه در زندگی و کمک به هم نوعشان هست. این واقعاً دلیلی نیست که باعث شود تا برچسب افراطی را به آنها بچسبانیم و تمام موارد مثبت دیگر را خط بطلان روی آن بکشیم. در مورد این فیلم هم مشکلی نمی‌بینم که فیلم‌ساز چنین رویکردی را در پیش گرفته. اگر به کلیت فیلم آسیب نمی‌رسد، فرقی نمی‌کند که یک بار هم قهرمان قصه مذهبی باشد و همه چیز را از دریچه دین ببیند. زمانی این قضیه مشکل ساز بود که مذهبی بودن و دیانت فریضه و برتری در برابر غیر مذهبی بودن و عدم اعتقاد به مسائل معنوی بود. اینجاست که نفاق و واگرایی رخ می‌دهد در حالی که در فیلم هرگز اشاره‌ای به این قضیه نمی‌شود. حتی اگر سازندگان فیلم به این برتری‌شان اعتقاد هم داشته باشند باز به خود اجازه ندادند که آن را در اثر خود بیان کنند و این اتفاق مثبتی که حتی به همه پسندتر بودن فیلم کمک می‌کند و
.می‌تواند مخاطب بیشتری را به خود جلب کند.
یک نکته دیگر جسارتی است که سازندگان برای انتخاب سوژه فیلم به خرج دادند مبحث کودک آزاری معمولا به دلیل
حساسیت و دلخراش بودن آن به عنوان سوژه اصلی دوربین فیلمسازان  قرار نمی‌گیرد و عمدتاً مواردی هم که هستند در حد ناخنکی به این مسئله در قالب یک موضوع جنبی پرداخته می‌شود. اینکه می‌گویم جسارت و شجاعت، منظور آن توهم توطئه‌ای نیست که گروه‌های صاحب قدرتی پشت پرده این تجارت برده‌داری جنسی حضور دارند و حالا مونته ورده با فیلمش به دهان شیر رفته. خیر، بلکه مونته ورده کارگردان و راد بار نویسنده، دست روی موضوعی گذاشتند که نگاه کردن به آن بسیار سخت است حتی در خود فیلم هم اشاره می‌شود که مردم و سیاستمداران وحشت دارند به این پدیده‌ای که در هر حال وجود دارد حتی فکر کنند. حال با تمام این تفاسیر تصور کنید یک کارگردان چطور باید این قصه تلخ و مصیبت هولناک را به قاب دوربین بیاورد.
خوشبختانه کارگردان هرگز در هیچ سکانسی کودک آزاری را به مخاطب نمایش نمی‌دهد و بسیار هم کار درستی می‌کند چون بیننده اصلاً نیازی ندارد که برای درک شرایط حتماً تمام لحظات سیاه زندگی این افراد را مشاهده کند در عوض ما رنج را در چشمان کودکان معصوم فیلم می‌بینیم و چه بازیگری‌های فوق‌العاده‌ای در چهره‌های این کودکان شاهدیم. همین بازتاب وحشتی که در نگاه و حالت این بچه‌ها مشاهده می‌کنیم خود جان‌کاه تر از هر رویکرد جایگزینی است که می‌توانستند انتخاب کنند
مورد بعدی که در محافل غربی به آن زیاد اشاره می‌شود عدم دقت کافی در روایت وقایع واقعاً رخ داده و همچنین اغراق است. این از مواردی است که می‌توان کمی به منتقدان حق داد به خصوص وقتی که در ابتدای فیلم عبارت بر اساس داستان واقعی را مشاهده می‌کنیم اما در واقعیت گویا خیلی هم ماجرا بر اساس وقایع واقعا رخ داده تصویر نشده. داستان دو خواهر و برادری که تیم بالارد آنها را نجات می‌دهد و حتی برای پیدا کردن روسیو تا اعماق جنگل‌های کلمبیا در دل شورشیان فارک می‌رود، زاییده ذهن نویسندگان بوده و یا مثلاً در عملیاتی که در جزیره برای دستگیری قاچاقچیان انجام داده شد در واقع فقط کودکان به عنوان سرویس دهنده‌های جنسی نبودند و افراد بالغ هم بین آنها حضور داشتند و حتی عدد افراد نجات پیدا کرده نه ۶۰ نفر بلکه حدود ۱۵۰ نفر بوده. همه این‌ها مواردی است که باعث می‌شود تا نهایتاً بتوانیم بگوییم که صدای آزادی فیلمی است که الهام گرفته از زندگی و شخصیت تیم بالاد است نه بر اساس ماجرای واقعی. جمله ای که متاسفانه کمی بیش از حد هم استفاده از آن باب شده و نوعی به نظر من تقلب در داستانگویی محسوب می‌شود تا بتوانیم از بار مسئولیت هر جایی که قصه لنگ می‌زند با ادعای حفظ امانت در شرح ماجرا، شانه خالی کنیم. ای کاش که سازندگان فیلم از اول در این مورد موضع مناسب‌تری را اتخاذ می‌نمودند تا این انگ اغراق را اجازه ندهند به فیلم بچسبانند
اما از این موارد که بگذریم به جز این مورد اخیر و یکی دو مورد جزئی دیگر در کل صدای آزادی فیلم قابل احترامی است و نه
فقط به اعتبار سوژه‌اش و اینکه به خاطر پیام اخلاقی اش بخواهیم برایش دست بزنیم، بلکه خود فیلم فارغ از تمام مسائل غیر سینمایی ارزش‌های سینمایی‌اش را دارد و فیلمی است که می‌توان آن را دید و در موردش صحبت کرد
نویسنده : امیرحسین رمضانی

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا