
امتیاز کاربران
امتیاز: 3 از 4
بوس بوس بنگ بنگ محصول ۲۰۰۵ اثر شین بلک یک کمدی جنایی با رویکرد نئونوار است که به خوبی عناصر کلاسیک فیلمهای نوار کلاسیک را در قالب مدرن به تصویر میکشد. داستان فیلم شروع کلیشهای دارد، یک دزد خرد پا به نام هری با بازی داونی جونیور که به طور اتفاقی پایش به هالیوود باز میشود. همین تضاد و تناقض ابتدایی زمینه سازی لازم را برای روایت یک داستان کمدی به وجود میآورد و سپس مجموعه اتفاقاتی که رخ میدهد باعث میشود تا هری ناخواسته قدم به یک پرونده جنایی بگذارد. پروندهای که به صورتی دیوانه وار با گذشته او نیز ارتباط پیدا میکند.
شین بلک داستان جنایی سرراستی را برای روایت در اختیار دارد اما تصمیم گرفته تا فرم روایی خاص خود را اتخاذ کند سکانسها به صورت منسجم و مرتب نمایش داده نمیشود و لحظاتی از فیلم نیز وجود دارد که اغراق و فانتزی به فضای داستان کشیده میشود این سیاست شین بلک نوعی رویکرد زیرکانه است تا فضای فیلم خود را از تاریکی و جدیت فیلمهای نوار در بیاورد. در واقع از همان ابتدا با نریشنی که به صورت مداوم اجرا میکند به نحوی دیوار چهارم مقابل مخاطب را میشکند تا بیننده هر از چندگاه متوجه باشد که این فقط یک فیلم است و خیلی نباید آن را جدی گرفت. حرکتی که در ذات خود لایههای عمیقتری از شوخی را به همراه دارد که به دنبال آن است تا با فیلمسازی و جریانهای هنری فیلم در هالیوود شوخی داشته باشد. مثالهایی از این دست در لحظات مختلف فیلم متعددند مثل زمانی که هری فلش بک به گذشته میزند و از آقا و خانمی میخواهد که جلوی دوربین را نگیرند یا زمانی که هری خود از پایان بندی اظهار نارضایتی میکند و میگوید برای اینکه مخاطبین آزرده نشوند این پایان خوش را در نظر گرفتیم و یا سکانس آخر که دانی جونیور در خانه وال کیلمر مستقیماً رو به دوربین صحبت میکند و میگوید هر فیلمی یک درون مایه و مضمون لازم دارد و احتمالاً این فیلم هم در مورد ارزشهای دوستی و وفاداری و از این قبیل چیزها است.

به نظر تمام اینها واکنش شین بلک به رد شدن فیلم قبلی او در آکادمی اسکار بوده و به نوعی با این شوخیها قصد داشته تا با ارکان سینما یک شوخی داشته باشد. اما آنچه که باعث میشود تا همه اینها در اجرا به خوبی عمل کنند بازی درخشان بازیگران آن است کاراکترها هستند که در فیلم بوس بوس بنگ بنگ، داستان را انکارناپذیر میکند. داونی جونیور در برابر میشل موناهان و وال کیلمر شیمیای دلپذیر ایجاد میکنند که باعث میشود مخاطب را در طول فیلم در کنار خود همراه داشته باشند. این همراهی بیننده موجب میشود که حتی اینکه در طول مدت زمان قابل توجهی از فیلم هری با انگشت قطع شده که سگی در نهایت آن انگشت وصل پینه را میخورد در نظر او غیر واقعی و زیادهروی به نظر نرسد

قدرت انکارناپذیر شخصیتها در داستان وفاداری بیننده را نسبت به قصه به همراه میآورد. در سوی دیگر شخصیت گی پری را داریم که با بازی وال کیلمر یک کارآگاه به یادماندنی همجنسگرا را میسازد که اتفاقاً شین بلک دقیقاً از همین ویژگی کاراکتر قصهاش به خوبی استفاده مینماید تا کلیشههای مربوط به شخصیت کارآگاه را در سینما بشکند (زیرا نمیتوان یک کارگاه همجنسگرا را متصور بود که دست به حرکات اکشن و بزن بهادری میزند) و نیز یکی از ماندگارترین صحنههای فیلم را رقم بزند، زمانی که هری و پری توسط جنایتکاران در بیمارستان گرفتار شدهاند و پری با استفاده از همین کلیشه همجنسگرایی خود موجبات رهاییشان را از موقعیت فراهم مینماید.
در مجموع فیلم بوس بوس بنگ بنگ فیلم محترم و لذت بخشی است که هم از جانب خندهدار بودن و هم از لحاظ روایت داستانی غافلگیر کننده و درخشان عمل میکند و شین بلک به خوبی توانسته تا مجموعهای از سنتهای فیلمهای
گذشته را در مخلوط کن ریخته و محصول نهایی را در قالب یک معجون با طعمی عجیب ولی دلپذیر به مخاطب خود ارائه کند
نویسنده : امیرحسین رمضانی



