نقد و بررسی

نقد و بررسی فیلم شبح اپرا (The Phantom of the Opera) 1925 از سینمارنا

آشپز که دو تا شود...

امتیاز کاربران

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید !

امتیاز: 3 از 4

شبح اپرا محصول 1925 یکی از نمادین‌ترین آثار ژانر وحشت در دوران صامت محسوب می‌شود و با وجود کاستی‌ها و عدم وحدت هنری در قصه و کارگردانی، در مواردی درخشان عمل کرده و هنوز تاثیرگذار می‌تواند باشد.

داستان شبح اپرا اقتباسی از رمانی به همین نام اثر گاستون لورو نویسنده فرانسوی است که روایت‌گر یک داستان ترسناک رمانتیک به صورت یک مثلث عشقی است که در تئاتر مشهور گارنیه در پاریس رخ می‎دهد. مثلثی که یک ضلع آن‌را شبح مرموز ساکن کاخ گارنیه تشکیل می‌دهد.

اما فراتر از داستان فیلم قصه پشت صحنه شبح اپرا جذاب‌تر است. با وجود این که فیلم به صورت رسمی از روپرت جولیان در تیتراژ به عنوان کارگردان نام برده، اما در واقعیت جولیان بعد از تنش‌هایی که با دیگر عوامل فیلم از بازیگر تا تهیه کننده پیدا کرد در نیمه راه از مسیر تولید جدا شد در نتیجه کمپانی یونیورسال از ادوارد سجویک خواست که با لحاظ کردن تغییراتی در خط داستانی و فیلم‌برداری‌های مجدد محصول نهایی را تغییر دهد که او نیز بیشتر یک کارگردان کمدی بود و تجربه کافی برای فیلمی در ژانر شبح اپرا نداشت نتیجه این شد که تغییرات اعمال شده توسط سجویک هم در پیش‌نمایش‌های آزمایشی باز خورد بدی دریافت کرد. از این رو مدیران یونیورسال برای جلوگیری از بروز فاجعه دست به تدوین دوباره فیلم با استفاده از ترکیب نگاتیوهای برداشت شده توسط جولیان و سجویک زدند تا به فیلمی که امروزه به دست ما رسیده برسیم. اثری که حاصل سه بازنگری اساسی است.

لان چینی به همراه لوازم گریم خود

این تاریخچه کوچک از روند پیش‌تولید و تولید شبح اپرا به ما یادآوری می‌کند که تا چه حد در ساخت یک فیلم تعیین مرز مشخص بین تهیه‌کننده و کارگردان و سپس سایر عوامل سازنده از قبیل بازیگران و تیم فنی صحنه و نیز تدوین‌گر اهمیت دارد. درست است که فیلم‌سازی یک فرایند کاملا گروهی است اما همواره برای نگه داشتن سکان کار در جهت مناسب و حفظ وحدت هنری اثر حتما به حضور یک نفر نیاز هست که این مسئولیت را بر عهده داشته باشد و آن یک نفر کارگردان است.

در این‌جا نیز جولیان به عنوان کارگردان نخست فیلم، به طور قطع مراحل پیش تولید را بر اساس ایده‌ای که از محصول نهایی در ذهن داشت طراحی و هدایت کرده بود. بنابرین وقتی تهیه کننده فیلم، کارل لملی کارگردان را کنارمی‌گذارد و کار را به دیگری می‌سپارد، (فارغ از این که از ابتدا جولیان فرد مناسب این کار بوده یا خیر) باید این دوراندیشی را می‌داشت که اگر قرار است کارگردان دوم تا این حد متفاوت از نفر قبلی عمل کند پس باید فرایند پیش تولید را دوباره از ابتدا تکرار می‌کردند. سازه‌ای که سجویک قصد بنا کردن آن را داشت برای سنگ بنایی که جولیان قرار داده بود مناسب نبود. به همین دلیل نیز وقتی تیم تدوین جدیدی روی کار آمد تا از حدود نه ساعت حلقه فیلمی که از دو کارگردان تهیه شده بود فیلم تازه‌ای بیرون آورند، تصمیم گرفتند تا بخش عمده صحنه‌های جولیان را برگردانند و کمتر از صحنه‌های سجویک استفاده کنند و اگر بخواهیم منصف باشیم نتیجه نهایی با تمام اشکالاتش قابل قبول است.

اما آن‌چه که در ماندگاری شبح اپرا نقش حقیقی را ایفا کرده، سوای طراحی‌های گوتیک و بازی با سایه‌ها در ایجاد حس تعلیق و رازآلود ماندن هویت شبح، بازی درخشان لان چینی در کاراکتر شبح است که با شاهکار گریم او در طراحی چهره وحشتناک اریک (شبح) همراه شد تا یک معیار و استاندارد برای بازیگری در ژانر وحشت به وجود بیاید. سکانس برداشته شدن ماسک از صورت شبح و آشکار شدن چهره کریه او هنوز که هنوز است شگفت‌انگیز است.

همان‌طور که در ابتدای متن ذکر شد فیلم از لحاظ منطق روایی و پرداخت قصه مقداری لنگ می‌زند. بخشی از آن به کارگردانی برمی‌گردد که شرح آن مفصل گفته شد و بخش دیگری از آن ناشی از ناتوانی در اقتباس کامل از درون‌مایه رمان است. رمان شبح اپرا درباره مردی است ستم دیده که به خاطر چهره کریه‌اش دست به تبعیدی خود خواسته به زیرزمین‌های اپرا زده تا آن جا زندگی مخفیانه‌ای دور از جامعه پیش بگیرید. اما عشق او به کریستین و تبدیل شدن این عشق به عقده برای او نوعی بازتاب میل اریک به تجربه محبتی است که در دنیای سیاهچال زیر اپرا از آن محروم بوده. اما وقتی فیلم را می‌بینیم هرگز به شخصیت شبح پرداخت عمیق و خاصی نمی‌شود و همه چیز در یک لایه سطحی و دم دستی باقی می‌ماند. با این وجود لان چینی بسیاری از این فقدان‌ها را در بازی خود جبران می‌کند و بخشی از مواردی را که نویسندگان و کارگردانان فیلم نتوانستند در فیلم لحاظ کنند در بازی او جبران می‌شود. به این صورت که زبان بدن و میمیک چهره چینی در کنار گریم او می‌تواند کاری کند که وحشت و ترحم را توامان برانگیزد. همین احساس دوگانه، عنصر کلیدی کشش فیلم است به خصوص پس از آشکار شدن هویت شبح و برطرف شدن تعلیق ابتدایی قصه.

در نهایت باید گفت که شبح اپرا ظرافت فیلم‌های ماندگار را ندارد اما طراحی صحنه و لان چینی در قالب شبح دو جزئی هستند که برای ماندگار کردن این فیلم در تاریخ سینما کافی‌اند.

نویسنده : امیرحسین رمضانی

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا