
امتیاز کاربران
امتیاز : 3 از 4
عجیب الخلقه ها یا freaks محصول 1932 فیلمی نیست که به همین راحتی در دسته بندی ژانر وحشت قرار بگیرد. اگرچه که برخی از هولناک ترین تصاوری که تاکنون روی پرده سینما دیده شده را در خود داشته باشد . اما با این حال نوعی زیبایی شناختی فلسفی با خود به همراه دارد که پاسخی به کمالپرستی جسمانی در مقابل نقص های ظاهری است .
وقتی به این نکنه توجه کنیم که فیلم در زمانی ساخته شد که اوج زرق و برق و تجمل هالیوود را شاهد بودیم آن گاه بیشتر به خاصیت و کیفیت منحصر به فرد این فیلم در مقابل جریان قالب فیلم سازی پی میبریم.
داستان فیلم در یک سیرک سیار رخ می دهد که اعضای آن را جمعی از افراد دارای معلولیت و نواقص جسمانی در کنار سایر هنرمندان که از لحاظ فیزیکی سالم هستند تشکیل میدهد. و در مورد عشق غم انگیز میان هانس کوتوله و کلئوپاترای زیبا است که پس اشکار شدن خیانت و پستی زن برای دیگر اعضای سیرک به آن پایان بندی میخکوب کننده ختم میشود.

زمانی که فیلم اکران شد علی زغم اینکه سعی داشت تا تصویری همدلانه از اقلیت حاشیهای جامعه که همان افراد دارای معلولیت هستند داشته باشد ، با واکنش بسیار نامطلوبی از جانب منتقدان و مخاطبین مواجه شد به طوری که پس از این فیلم میتوان گفت دوره کاری کارگردان آن یعنی تاد براونینگ که پیش از این فیلم با دراکولا به اوج شهرت رسیده بود به پایان برسد. اما فیلم چه ویژگی ای داشت که این چنین برخوردی با آن صورت گرفت حتی با این که درون مایهای انسانی در خود داشت.
براونینگ همواره در سینمای وحشت توانسته بود تا به مرز تحمل مخاطبین خود نزدیک شود اما این بار به نظر میرسید که آنچه به تصویر کشید فراتر از تحمل مخاطبین بود . حقیقت این است که افراد از لحظات ترسناک و اضطراب آور تا جایی لذت میبرند که بدانند با تصویری مصنوعی مواجهاند. مثلا در فیلم قبلی بروانینگ یعنی دراکولا ، با این که بیش از freaks بر جنبه های وحشت تاکید شده بود ، اما چون بیننده میداند که به هرحال با تردئستی های سینمایی مواجه است با خیال راحت اجازه میدهد تا در آن لحظه غرق در فضای فیلم شود . مثل سوار شدن بر یک ترن هوایی برای تجربه هیجان ناشی از فراز و فرود های قطار با این اطمینان که به هرحال خطری فرد را تهدید نمیکند.

اما چالشی که براونینگ برای مخاطبین freaks در نظر گرفته بود این حاشیه امن یعنی مصنوعی بودن تصویر را با خود به همراه ندارد و تمام بازیگران معلول درون فیلم واقعا به آن نقص های جسمانی مبتلا هستند و بدون گریم جلوی دوربین آمدهاند. این میشود که حتی امروزه نیز دیدن این فیلم پس از گذشت نزدیک به صد سال هنوز تاثیر خود را حفظ میکند.
با این حال فیلم به ارزش های انسانی ارج مینهد و براونینگ سعی ندارد شخصیت های از لحاظ جسمانی عجیب و غریب سیرک را برای ترسناک بودنشان به تصویر بکشد . در واقع برخلاف دسته بندی استودیو MGM که فیلم را در زمره Horror قرار داد و با آن مثل یک فیلم وحشت برخورد کرد ، برای براونینگ ترسناک بودن مسئله نیست . به بیان دیگر میتوان گفت که freaks یک درام تراژدی محسوب میشود و اگر هم هراسی در آن وجود دارد ناشی از رئالیسم غم انگیز آن است و علت فاصله ای که مخاطب در زمان اکران از آن گرفت همین است. (حتی امروز نیز کم و بیش همین فاصله گیری از این فیلم وجود دارد)
واقعیت این است که عمده افراد در یک جامعه از همسانی و تشابه با همدیگر احساس امنیت میکنند و حضور افرادی که این نظم و همانندی ظاهری را بر هم میزنند ، میتواند اضرابآور باشد . این بیگانه هراسی در انسان است در اشکال مختلف نمود پیدا میکند. در نتیجه این امر افراد معلول تنها به دلیل ظاهر خود به حاشیه رانده میشوند و جامعه هرچه بیشتر آن ها را تشویق میکند که جلوی چشم نباشند .ولی براونینگ با این فیلم به مصاف این مد جمعی میرود و در سیرکی که میسازد نشان میدهد که همه ی افراد شاغل در آن چه سالم و چه ناقص همان ویژگی های مشترک انسانی را دارند. عاشق میشوند ، خیانت میکنند ، میل جنسی دارند و پیوند های عمیق دوستی برقرار میکنند.

Freaks رندانه عمیقترین ترس های ما را پیش چشمانمان میآورد و سپس ما را بابت حس انزجاری که بهمان دست داده شرمنده میسازد. معمولا در سنت ادبی زشتی ها و نواقص بازتابی از اختلال و پلیدی درون انسان است. اما براونینگ دست به وارونه سازی این سنت میزند . وقتی عجیب الخلقه های سیرک در تقابل با کلئوپاترا و هرکول که زن و مردی کامل از لحاظ استاندارد های جامعه هستند قرار میگیرند ، زشتی های درون آنها را که ناشی از غرور و خود برتر بینی است ، آشکار میسازد.
از این لحاظ freaks باوجود محدودیت هایی فنی که شاید بتوانیم سخت گیرانه به آنها اشاره کنیم ، به زیبایی توانست تا ترس غریزی انسان از دیگری و تفاوت را در قالب یک درام انسانی عرضه بدارد. فیلمی در مورد آن چیزهایی است که در مفهوم انسانیت تجمیع شده یعنی هم زشتی دارد و هم زیبایی.
نویسنده : امیرحسین رمضانی





