نقد و بررسی

نقد و بررسی فیلم تحقیرشده‌ترین مرد (The Last Laugh) 1924 از سینمارنا

دوربین رقصان

امتیاز کاربران

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید !
امتیاز : 3.5 از 4
 فیلم تحقیر شده‌ترین مرد یا آخرین خنده ساخته فردریش ویلهلم مورنائو محصول ۱۹۲۴ در جمهوری وایمار می‌تواند قله استفاده از تکنیک در خدمت فرم باشد. داستان فیلم در مورد پیرمردی است که دربان یک هتل اشرافی در آلمان به نام آتلانتیک است که به دلیل کهولت سن جایگاه و مقام خود را از دست داده و از دربانی به خدمت در دستشویی هتل تنزل پیدا می‌کند. مسئله‌ای که برای فردی چون او که هویت خود را به شغلش گره زده بود منجر به بحران روحی بسیار شدیدی می‌شود.
فیلم تحقیر شده‌ترین مرد از ابعاد مختلف اهمیت بسیاری در تاریخ سینما دارد که سعی می‌کنم به هر یک از آنها اشاره هر چند اندک در متن داشته باشم. مورد اول کیفیت فنی فیلم است که در حوزه‌های کارگردانی، فیلمبرداری و تدوین خود را نمایان می‌سازد مورنائو در سال ۱۹۲۴ در فیلمی که ساخت، دست به نوآوری و حرکات محیرالعقولی زد که سال‌های سال از دوران خود جلوتر بود. اما آیا این حضور فعال صرفاً نوعی خودنمایی کارگردان برای شعبده بازی بود؟ در واقع بخش مهم ارزش کار مورنائو در فیلم، اثرگذاری او در خدمت تاثیرگذاری بیشتر در لحظات مختلف فیلم است. مثل استفاده از تدوین در لحظات مستی پیرمرد که تصاویر و صحنه‌ها تکه تکه می‌شود و یا همچنین در سکانسی که در کابوس پیرمرد همسایه‌های او را شاهدیم که او را مسخره می‌کنند و تصویر هر کدام از همسایگان به صورت محو روی یکدیگر می‌افتد.
مورد بعدی که حرکت جسورانه وی در زمان خود محسوب می‌شد حرکت مداوم دوربین مورنائو است که کمک می‌کند تا دوربین از یک زاویه دید ناظر ساکن تبدیل به یک شخصیت حاضر در صحنه شود و گویی مخاطب را به درون فیلم می‌کشاند. فایده حرکت دوربین، کم کردن کات‌های فیلم است که ریتم روایت فیلم را همواره می‌تواند در مقاطع حساس باقی نگاه دارد. مثال این مورد در سکانسی است که پیرمرد نخستین بار با برکناری از سمت خود مواجه می‌شود در این پلان دوربین از بیرون یک پنجره در حال فیلمبرداری است. سمت راست پنجره پیرمرد قرار دارد که حکم خود را می‌خواند و سمت چپ مدیر هتل در حالی که پشتش را به پیرمرد کرده و پشت میز نشسته قرار دارد. در یک فیلم معمول آن زمان یک کات خواهیم داشت و تصویر بعدی نمایی از متن نامه است که در برابرمان ظاهر می‌شود. اما دوربین در این لحظه شروع به زوم شدن می‌کند، از شیشه پنجره عبور کرده و به سمت پیرمرد می‌رود. در اینجا با نزدیک شدن نما به پیرمرد دوربین تشویش و نگرانی مستولی شده بر وی را نمایش می‌دهد. اکنون به عنوان مخاطب متوجه می‌شویم که محتوای نامه ناگوار باید باشد. سپس نما pov شده و از دیدگان پیرمرد محتوای نامه به ما نمایش داده می‌شود. حتی در اینجا هم کار مورنائو تمام نمی‌شود و او با بازی با فوکوس دوربین روی کلمات خاص متن تاکید می‌کند گویا که تار شدن نامه بر روی کلمات جلوه‌ای از احوال درونی پیرمرد است. همین یک سکانس ساده را در نظر بگیرید که برای اینکه بتواند اجرا شود نیاز به چه مهارتی توسط سازندگانش داشته! حدود ۱۰۰ سال قبل مورنائو دوربین را از شیشه عبور می‌دهد، با لنز دوربین بازی می‌کند و نمای pov می‌گیرد. توجه داشته باشید که امروزه با تکنولوژی دیجیتال می‌شود با آزمون و خطا این کارها را بالاخره با کیفیت معقولی انجام داد و می‌توان برای چنین برداشتی چندین بار تلاش کرد اما در دوران آنالوگ هرگونه خطا در این فرایند باعث هدر رفتن نگاتیو فیلم که ارزان هم نبوده می‌شود و بنابراین دست زدن به چنین کارهایی نیازمند مهارت بسیار بالای دست‌اندرکاران است.
 می‌شود با چندین و چند صحنه دیگر در مورد مثال‌هایی از این دست در فیلم صحبت را ادامه دهیم ولی حالا به بعد دیگری از فیلم هم دوست دارم اشاره شود. بازی امیل یانینگز به عنوان سوژه اصلی داستان که مدت زمان عمده فیلم دوربین از او تصویر می‌گیرد بسیار بسیار درخشان است امیل یانینگز که افتخار نخستین برنده تاریخ اسکار را به نام خود دارد با میمیک‌های دقیق صورت و نحوه حرکت سر و بدن بسیار به مورنائو کمک می‌کند. نحوه بازی او در لحظات ابتدایی فیلم که با تفاخر و تبختر راه می‌رود در حالی که سینه جلو داده و با لبخندی پهن زیر سبیل‌های پرپشتش به همسایگان و همکارانش نگاه می‌کند در مقابل خمودگی و انحنای او و بهت و منگی ناشی از تنزل درجه‌اش تضاد بسیار موثری را به وجود می‌آورد. که به درک مخاطب از وضعیت او کمک کننده است.
از منظر محتوایی نیز فیلم تحقیر شده‌ترین مرد جالب توجه است سال ساخت فیلم مربوط به دوران پس از جنگ جهانی اول است و قبل از قدرت گرفتن آلمان نازی. سال‌های بعد از جنگ جهانی اول و قبل روی کار آمدن هیتلر که به دوران جمهوری وایمار معروف است مصادف با فروپاشی اقتصادی کشور بود در آن دوران شمار زیادی از مردم آلمان ممکن بود حتی غذای کافی نداشته باشند بنابراین با توجه به این پیش زمینه که از مخاطب آن روزگار داشته باشیم راحت‌تر می‌توان درک کرد که مخاطبین آن زمان می‌توانند شخصیتی چون پیرمرد دربان را درک کنند. مردمی که خود همچون نقش اصلی فیلم طعم تلخ حقارت را چشیده‌اند. از این رو پایان بندی غیر معمول فیلم را نیز می‌شود متوجه شد. به نظر استودیوی سازنده فیلم به تیم سازنده فشار آورد تا پایان تلخ فیلم را تلطیف نماید. به همین دلیل مورنائو در اقدامی بی‌سابقه تنها میان نوشته فیلم خود را به این اختصاص می‌دهد که اعلام کند علی رغم اینکه داستان باید با مرگ پیرمرد پایان بیابد اما مولف به او رحم کرده و پایان دیگری را برای او رقم خواهد زد حتی اگر این پایان در دنیای واقعی بعید باشد. و اینطوری می‌شود که پیرمرد داستان ثروت بادآورده‌ای در پرده پایانی به دست خواهد آورد و فیلم با خوبی و خوشی پایان می‌یابد تا اندک دلخوشی هرچند بعید هر چند دروغین برای مخاطب افسرده آلمانی آن زمان به وجود آورد.
در نهایت فیلم تحقیر شده‌ترین مرد یا آخرین خنده با وجود سادگی و معمولی بودن قصه‌اش تاثیر فرهنگی بسیار بزرگی در تاریخ سینما باقی گذاشت و این فیلم و تعدادی فیلم دیگر در آن زمان باعث شد تا دهه پیش روی میلادی دهه شکوفایی سینمای آلمان باشد که در ادامه منجر به مهاجرت گسترده سینماگران آلمانی به آمریکا شد. سینماگرانی که با آثارشان معیارهای فیلم با کیفیت را برای دوران پیش رو بازنویسی کردند و نسل‌های بعدی تحت تاثیر این کارگردانان قرار گرفتند اگر امثال گریفیث زبان سینما را به ما عرضه کرده‌اند امثال مورنائو فرم سینمایی را به منصه ظهور رساندند.
نویسنده : امیرحسین رمضانی

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا